پری

۲۴ شهریور۰۰:۴۸

ی کتاب ژاپنی دارم میخونم

نصف بیشترشو گذاشتم تو جاده بخونم.خیلی قشنگه

کلا ادبیات ژاپن رو خیلی دوست دارم

نثر ساده و پر مفهومی داره

تمومش کردم عکسشو میزارم تو وبلاگم

.........

تازگیا خیلیا رو دیدم وقت های پرت زمانیشون رو کتاب میخونن

مثلا تو ماشین.مطب دکتر

خیلی کار قشنگیه...نا گفته نماند خودمم چقدر یکه تاز رمان خونی سرکار بودم و مشتری ها کلی تعریف تمجید میکردن ک چقدر خوبه کتاب دستمه و با گوشی ور نمیرم

.....

سه تا کتاب جیبی بهم هدیه دادن میخوام اونارو وقتایی ک منتظرم بخونم مثلا تو مترو و اتوبوس

در ضمن باید اعتراف کنم من تاحالا سوار مترو نشدم و اصلا نمیدونم و بلد نیستم چی به چیه!!! چه برسه بخوام کتاب هم بخونم داخلش :)))


پرپری | ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۸
۲۳ شهریور۱۴:۳۷

یه نکته ای عرض کنم :

بنده کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی روزانه قبول شدم

دانشگاه لیسانسم رو نگم بهتره ولی اینو بدونید که کنکور کارشناسی زو خراب کردید اشکال نداره ب جاش رشته مورد علاقتون رو برید و مطمئن باشید با علاقه حتماً موفق میشید...

...............

با بابام رفتم چمدان خریدم

ی پست خیلی خوبی خرمالو جان برای کسایی ک قراره خوایگاه زندگی کنند گذاشته بودن ک خیلی خیلی کمکم کرد و از لیستی ک گذاشته بود وسایلمو خریدم

.....

حالا کلی کار دیگه هم دارم

خیلی ب شدت خسته ام و احساس تشنگی میکنم

من برم پست هایی ک گذاشتید رو بخونم ببینم چیا گفتین :)

پرپری | ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۳۷
۲۱ شهریور۲۱:۴۹

خب ی نکات ریزی یادم اومد ک گفتم جالبه بگم براتون

بهداشت محیط خیلی ب زندگی مردم امید میده.کلا بهداشت چیز خوبیه:))

ی قسمتی داره شهید بهشتی.طرف خیابان دانشجو سمت دانشکده بهداشت

بو خیلی خیلی بدی میومد...اگ مقنعم نبود که بینیمو بگیرم خفه شده بودم :/

....

بهشتی خیلی بزرگههههه

پر از درخت

خوشم اومد :)

...

من چون با بابام رفتم ثبتنام اصلا حواسم نبود ک بی آر تی.اتوبوس.هرچیزی ک سوار میشدم تو قسمت مردونه مینشستم :))

کلا رفتار مردها خوب بود برعکس شهر زادگاهم...

تا سرشام ک بابام گفت قسمت مردونه بودم اصلا نمیدونستم فکر میکردم همه اتوبوس مرد بودن :)))

البته همه جا خوب و بد داره.ولی تهران مردهاش زیاد پیچ نیستن

...

ب این نتیجه رسیدم تیپ ساده خود آدم راحته

کسی آرایش عجق وجق نداشت...تیپا ی جوری بود.یعنی من تحت هیچ شرایطی مچ پامو نمیزارم بیرون.ب پوشش آدم ها هم احترام میزارم ولی خب ترجیح میدم ساده تر باشم....

من حس نامرئی بودن رو دوست دارم.خوبه :))

....

استرس هم چیز باحالیه 

کلا طعم زندگی رو چند درجه پررنگ تر میکنه

....

سروصدا

الان تو سرم دنگ دنگ صداهاست

من ک تو شهر آرومی زندگی میکنم صدای بوق ماشین.صدای مردم.گاز موتور برام عذاب آوره

کلا آلودگی صوتی تو تهران خیلی زیاده

انگار همه باید داد بزنن تا بفهمن :))

....

موش بزرگ بزرگ ها خواهان ببرهای بزرگتری هستن

گربه های تهران فینقیلی موندن

موش ها شدن تانک :))

خب این سیاست شهردار جدید رو میطلبه ک چه راه حلی واسه موش ها ارائه بده

....

الان که سرحال نشستم مینویسم ( سه ساعت خوابیدم تا دوباره انرری بگیرم)

تهران شهر خوبیه.تجربه جدیدیه

هدفیه ک دوسال براش زحمت کشیدم...

قدرشو باید دونست.

اگ پندی،اندرزی دارید بگید که مشتاقانه گوش میدم 


پرپری | ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۹
۲۱ شهریور۱۹:۳۰

واسه ثبتنام رفتم تهران

مزخرف ترین شهری ک به عمرم دیدم

سروصدا

بوهای مشمئز کننده

حتی ولنجکش داغون بود

موش های بزرگ بزرگ

هوای گرم و خشک

.....

خوشم نیومد...

انگار مردمش فقط باید داد بزنن

پرپری | ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۳۰
۲۰ شهریور۰۰:۱۱

سلام!

من برگشتم

یادتونه که قرار بود وبلاگ جدید بسازم به ی دلایلی ک میدونید...

بعد یک هفته موفق شدم ی وقت آزاد پیدا کنم و دوباره بیام

خیلی وقت کم آوردم و همونطور ک میدونید باید واسه ثبتنام دانشگاه آماده بشم

کلی وسیله باید بخرم.چمدون و کفش و ...

کلی حرف دارم ک بهتون بگم

دلم برای نق زدنام تو وبلاگ تنگ شده بود

ارادتمند شما

پری 😊

پرپری | ۲۰ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۱۱